جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

من و او ...

شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۸، ۰۱:۴۴ ب.ظ


من؛ روسری‌هایم رنگی‌تر شده، خنده‌هایم پررنگ‌تر، حرفهای نزده‌ام تلنبارتر

او؛ روسری‌اش عقبتر رفته، خنده‌اش محوتر، صدایش بلندتر...

گمان می‌کردم دوستیمان، تفاوت عقیده‌مان را کمرنگ می‌کند؛که انگار نکرده است... او هرروز طلبکارتر و من هرروز بدهکارتر.‌‌.. گرانی، بالارفتن دلار، کارنداشتن پسرهایشان، صاحب خانه نشدن... همه تقصیر من و تفکر من و امثال من است. وگرنه رئیس‌جمهور انتخابی‌اش هیچ نقشی نداشته‌است...

انگار لبخند دیگر جواب نمی‌دهد. می‌ترسم کمی پیش برویم بهشت و جهنمش را هم از من طلبکار شود...


 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۸/۰۷/۱۳

نظرات  (۳)

۱۳ مهر ۹۸ ، ۱۶:۱۷ حسن صنوبری

عالی

 

متاسفانه متاسفانه یک خاطره تکراری شده این روزها برای خیلی‌ها

هرچند ما هنوز هم و همیشه هم «او» هم «اوها» را دوست داریم و «من» می‌دانیمشان 

پاسخ:
ممنونم

خیلی خوب بود خط آخر. غم انگیز و واقعی
۱۹ مهر ۹۸ ، ۱۴:۰۲ راهی به سوی نور

آخ آخ آخ

بعضی ها یه جوری از ادم طلبکارن که اگر‌نونوایی سر کوچه شون هم کنجد کم بریزه رو‌نونشون،تقصیر ما  و‌ انقلاب و شخص رهبریه

پاسخ:
:)))
خب خوبه همه خاطره دارن از این موضوع! :)
۰۴ آبان ۹۸ ، ۰۰:۴۰ فرهاد (خواننده قدیمی)

مسئولیت پذیری... مسئله این است :)..

پاسخ:
بله بله دقیقا...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی