جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

سلام خوش آمدید

۱ مطلب در بهمن ۱۴۰۴ ثبت شده است

ماجراهای دی ماه امسال و حضور نوجوانان و جوانان در آن موضوعی است که هرروز به آن فکر می‌کنم. این نوجوانان و جوانان هم از دل خانواده‌هایی درآمده‌اند که ماهواره قوت غالبشان است و فحش به نظام و کشور دسر بعد غذایشان! هفته قبل حجله یک جوان را نزدیک خانه پدری دیدم و تا مدت‌ها ناراحت بودم و نمی‌توانستم کاری کنم. نمی‌دانم چطوری فوت شده‌بوده. برایم اهمیتی نداشت در کدام تقسیم‌بندی قرار می‌گرفت. من متاثر بودم که جوانی از این مملکت پرپر شده و هم خانواده‌اش داغدار شدند و هم میهنش. با این اوصاف چه کاری از دستمان بر می‌آید؟

به همین منظور گوگل را باز می‌کنم و جستجو می‌کنم: «دستگیرشدگان دی ۱۴۰۴». صفحه اول گوگل کاملا مطالبش علیه جمهوری اسلامی است. یک مخاطبِ بدونِ پیش‌فرض اولین چیزی که به ذهنش می‌رسد این است که « چقدر تعداد افرادی که به این شکل به موضوع نگاه کرده‌اند زیاد است» از طرف دیگر نسبت به داشته‌های ذهنی قبلی خودش که غیرهمسو با آن مطالب است، دچار ابهام می‌شود. هرچه بیشتر جستجو می‌کند بیشتر دچار ابهام می‌شود و در آخر ممکن است داشته‌های قبلی غیرهمسو را کنار بگذارد و هوادار جریان پرسروصدای حاکم شود. این درحالی‌ست که همه اتفاقات را کاملا حقیقی، طبیعی و بر اساس جریان آزاد اطلاعات می‌بیند. درحالی‌که این تصور کاملا اشتباه است و نه تنها هیچ آزادی در تبادل اطلاعات وجود ندارد بلکه از ورود بعضی اطلاعات جلوگیری هم می‌شود. موتورهای جستجو به طور خاص گوگل و شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام، الگوریتم‌شان را طوری تنظیم می‌کنند که مطالب مورد نظر خودشان بیشتر دیده و خوانده‌شود و از آن سمت موضوعاتی که مورد پسندشان نیست یا بایکوت می‌کنند و یا به طور کل حذف می‌کنند. مثل قضیه سردار قاسم سلیمانی که اینستاگرام مطالب با این موضوع را پاک می‌کند و فرد را هم محدود می‌کند. کتاب الگوریتم‌های سرکوبگر  که توسط  یک خارجی نوشته شده و نشر صاد منتشر کرده چگونگی این سازوکار را توضیح می‌دهد.

 

این یک اتفاقی است که هر روز و در همه رسانه‌ها تکرار می‌شود. مهمترین‌هایش اینستاگرام و گوگل است. حالا در این جریان سرکوبگر و نامتعادل و غیرمنصفانه ما چه کاری از دستمان برمی‌آید؟ اول باید بپذیریم که ما تحت سلطه رسانه‌ای بسیار قدرتمند قرار داریم. اگر این را نپذیریم ناامید می‌شویم و این ناامیدی امپراتوری رسانه را قوی‌تر می‌کند. چطور؟! اول اینکه ناامید می‌شویم و دست از فعالیت در رسانه‌های خاص می‌کشیم- این دقیقا همین کاری است که خیلی از دوستان انقلابی انجام می‌دهند- و به فعالیت در همان کلونی هم‌شکل خودمان ادامه می‌دهیم. مثل ایتا... دوم از حجم بالای تولیدات رسانه‌ای دشمن ناامید می‌شویم، اعتماد به نفسمان را از دست می‌دهیم و به انزوا می‌رسیم و دیگری کاری انجام نمی‌دهیم. درحالی که ناامیدی شگرد شیطان است و خداوند رحمان، خوب این را می‌دانسته: «لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ‏ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ‏ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ» و البته این را هم مدنظر داشته باشیم که سلطه در این مورد به خصوص، به معنی اکثریت نیست بلکه به معنای اقلیتی پر زور و ثروتمند است که اکثریت را به استثمار می‌کشند. در واقع تمام رسانه جهان در اختیار اقلیتی محدود است.

 و حال سوال اینجاست امام خمینی چطور توانست در جهان مدرن، درحالی که نه‌تنها رسانه‌های رژیم پهلوی بلکه رسانه‌های جهانی علیه‌ش بودند با دست خالی انقلاب را به پیروزی برساند؟ مگر غیر از کلمه و استدلال و منطق امام چیزی دیگر داشت؟ الان که با وجود داشتن یک حکومت، اوضاع‌مان خیلی بهتر است. درست است ما تحت شدیدترین بمباران رسانه‌ای هستیم و این را نه امروز، بلکه مدتها قبل هم امام بزرگوار-در دهه شصت- و هم رهبری- در دهه هفتاد- بارها و بارها گوشزد کردند ولی ما یک برگ برنده داریم که دشمن ندارد و آن گفت‌وگوی مستقیم بدون ابزار رسانه است و خدا می‌داند که این روش چقدر تاثیرگذار‌تر از روش غیرمستقیم است چون انسان به طور کامل با تمام هوش، هیجان، احساس در مقابل انسان دیگر قرار می‌گیرد بدون اینکه ابزاری بینشان واسطه باشد.

 به نظر می‌رسد باید از هر فرصتی برای ایجاد ارتباط عاطفی، همدلانه، دوستانه مبتنی بر گذشت، مهربانی، ایثار با مردم به خصوص افراد غیرمذهبی استفاده کنیم. این فرصت می‌تواند آنقدر محدود باشد که در حد یک لبخند یا تعارف صندلی برای نشستن در مکان‌های عمومی باشد تا مکالمات بیشتر و دوستانه‌تر و عمیق‌تر. باید مساجد را به کارویژه اصلی‌شان که همان ایجاد اجتماع برادرانه بود برگردانیم.(شبیه دوران انقلاب). باید نسبت به خانواده و فامیل‌هایمان حساس شویم، محبت کنیم، گره‌گشا باشیم.( احیای صله رحم). باید با منطق و استدلال گفتگو کنیم. از وضعیت ایران بگوییم. از دشمن خارجی که کمین کرده‌است. از بالکانیزه و سوریه شدن ایران بگوییم. از این همه خون‌های ریخته‌شده از نقشه نیل تا فرات اسرائیل بگوییم، از بحرین و آرارات تکه‌های جداشده از وطن بگوییم، باید از آریوبرزن، ستارخان و بی‌بی‌مریم و میرزاکوچک‌خان بگوییم، باید از ایران بگوییم، از وطن همه‌مان. باید مهربان بگوییم با « جدال احسن» با «قول لین»؛ اگر نتوانیم رابطه دوستانه برقرار کنیم نمی‌توانیم تاثیرگذار باشیم. که جامعه با اخلاق شکل می‌گیرد و با حقوق و احکام تنظیم می‌شود...

 

باید همه‌مان قدمی برداریم که امام روح‌الله این کشور را امانت دست ما سپرده‌است: 

«و یک وصیت به ملت شریف ایران و سایر ملتهای مبتلا به حکومتهای فاسد و دربند قدرتهای بزرگ میکنم؛ اما به ملت عزیز ایران توصیه میکنم که نعمتی که با جهاد عظیم خودتان و خون جوانان برومندتان به دست آوردید همچون عزیزترین امور قدرش را بدانید و از آن حفاظت و پاسداری نمایید و در راه آن که نعمتی عظیم الهی و امانت بزرگ خداوندی است کوشش کنید و از مشکلاتی که در این صراط مستقیم پیش می آید نهراسید که «ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت أقدامکم» و در مشکلات دولت جمهوری اسلامی با جان و دل شریک و در رفع آنها کوشا باشید و دولت و مجلس را از خود بدانید، و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید.»

  • هانیه معینیان

بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا...