جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

۲۶ مطلب با موضوع «زن بودن» ثبت شده است

مادر نمونه!

چندسال پیش کلاسی شرکت‌کردم که دقیقا خانم پشت‌سرم با یک‎بچه کوچک آمده‌بود. از همان اوایل کلاس تا آخر کلاس بچه ناآرام بود و گریه کرد جز دقایقی که مادر بچه را بیرون برد. می‌توانم بگویم تقریبا هیچ از آن کلاس دوساعته نفهمیدم. حالا عکس آن خبرنگار بچه‌به‌بغل مرا یاد آن روز کلاسم انداخت.
 
اشتغال زنان را از چند منظر میتوان نگاه‌کرد:
دولت: اسلام برخلاف شاخص توسعه فقط به حضور اجتماعی زن فکر نمی‌کند بلکه به کیفیت حضور او اهمیت می‌دهد. کشوری که دغدغه فرزندآوری دارد برای مادران شاغل چه کرده‌است؟ ما قانون در این زمینه زیاد داریم ولی ارگان‌های کمی آن را اجرا می‌کنند. مثلا الزام وجود مهدکودک توسط کارفرما در جایی که تعداد کارمندانش بیشتر از ده‌نفر است. البته در بعضی‌جاها هم خلاءقانونی وجوددارد. در منشور «حقوق و مسئولیت های زنان در نظام جمهوری‌اسلامی‌ایران» در ماده 107 نوشته‌شده: «حق برخورداری از تسهیلات و ضوابط و قوانین متناسب با مسؤلیت‌های خانوادگی(همسری–مادری) زنان در جذب، بکارگیری، ارتقاء و بازنشستگی آنان در زمان اشتغال»؛ آیا قوانین متناسب با این ماده وجود دارد؟ آیا زمان مرخصی بارداری و زایمان کافی است؟ و در فرض کفایت آیا زنان مطمئن هستند که جایگاهشان بعد از مرخصی حفظ می‌شود؟ آیا ساعت کاری زنان با مردان باید یکسان باشد؟ اگر آن زن مادر باشد چطور؟
خانواده: عوامل متعددی می‌تواند وجود داشته‌باشد ولی اینجا به فراخور متن درباره «اشتغال یک‌مادر» حرف میزنیم. قطعا برای مادری بیش از میزان حضور، کیفیت حضور اهمیت دارد؛ پس برعکس خیلی افراد نمیتوان و نمیشود مادر خانه‌دار را به صرف خانه‌دار بودن برتر از مادر شاغل دانست. البته صلاح مملکت خویش خسروان دانند و خوب است افراد نظاره‌گر از بیرون، دایه مهربان‌تر از مادر نباشند ولی یک نکات عمومی هم وجود دارد؛ مثلا از نظر روانشناسان بچه در سنی آمادگی جداشدن از مادر را دارد به‌طوری‌که امنیت بچه را به خطرنمی‌اندازد؟
زن: من نه مانند بعضی فمنیست‌ها معتقدم همه زنان باید از خانه بیرون بیایند و نه مانند بعضی سنتی‌های افراطی معتقدم زنان باید در خانه بمانند. یک‌امر خیلی مهم  که برای تصمیم‌گیری دراینباره اهمیت‌دارد خود «زن» است. قطعا بهترین تصمیم، تصمیمی است که نه زن را نادیده‌بگیرد و نه خانواده را.
 
حالا باتوجه به این‌نکات برمی‌گردم به اول متن. آیا واقعا حضور یک‌مادر همراه فرزندش در موقعیت کاری ستودنی است؟ اگر هست برای چه‌کسی؟ آیا مادر با وجود بچه تمرکز کافی دارد؟ آیا محیط اجازه حضور بچه را میدهد؟ اینکه در آن محیط جایی وجود داشته‌باشد که بچه را چندساعت نگه‌دارد ستودنی‌تر نیست؟!
۶ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۱

به چه قیمتی؟!

 

یکی از کلیشه های جنسیتی رایج و سودآور هم راستا با جهان سرمایه‌داری استفاده از زن به عنوان یک کالاست. یعنی در جهانی که همه به دنبال مصرف بیشتر و سود بیشتر هستند کالاانگاری امری عادی می‌شود. کالاانگاری برای فروش کالای بیشتر! زنان در این قضیه سردمدار هستند و استفاده از زیبایی زنان، بدن زنان، جذابیت جنسی زنان هم چنان یکی از بهترین روش های سودآوری شناخته میشود. درحالی که امسال قبل و حین المپیک زنان ورزشکاری از جمله ورزشکاران آلمان و نروژ به لباس نیمه عریان خود اعتراض کردند و جهان را با این چالش روبه رو کردند که « ورزش که همان ورزش است پس چرا لباس زنان عریان تر از لباس مردان است» و حتی برای تغییر این لباس ها جریمه شدند درست در همین زمان و همراه با روشنگری زنان ورزشکار و درحالی که جهان دارد به این شی‌انگاری زنان واکنش نشان میدهد در ایران خودمان ما با یک پسرفت تاریخی رو به رو میشویم! بعد از تبلیغ بی محتوای شکلات پارمیدا حالا با تبلیغ بی‌محتواتر بستنی دومینو روبه روییم. استفاده از زن به عنوان ابژه جنسی برای فروش بیشتر...

یقین دارم اگر کوتاه بیاییم این سریال ادامه خواهد داشت.

۵ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰

چرا می‌گویند چادر حجاب برتر است

پارسال در روز عفاف و حجاب مطلبی نوشتم. درجایی از متن نوشته بودم « تا زمانی که تعریفمان از حجاب کامل چادر باشد به بیراهه افراط رفته‌ایم‌. البته که قطعا حجاب برتر، چادر است ولی این فقط یک انتخاب است حتی اگر بگوییم مستحب موکد است باز هم مستحب است و جزو واجبات محسوب نمیشود» الان که به این متن نگاه میکنم می‌بینم چقدر دور از زمانه است! این متن به درد دهه شصت میخورد نه الان که وقتی متن برای حجاب برتر می‌نویسم بعضی‌ها می‌گویند «این فقط یک انتخاب دلی است» یا «کجای دین گفته چادر برتر است» یا اینکه می‌گویند «انتخاب چادر یا مانتو مانند انتخاب قورمه سبزی یا قیمه است! یکی این را می‌پسندد و دیگری آنرا و چه کسی میگوید کدام برتر است»؟ یا می‌گویند «چادر ارزش ذاتی ندارد بلکه ارزشش عرضی و برآمده از جامعه و فرهنگ است» ... و بعد برای یکی به این خاطر که بعد از چندین سال چادری بودن عبا را انتخاب کرده( عبا در معنای اصلی خودش همان چادر است ولی در معنای جدید و غیرمصطلح آن به معنی مانتوی گشاد و بلند به کار میرود)دست و هورا بکشند و بگویند آفرین به جرئت و درایت و شجاعتت قهرمان! و اینطور که اینها می‌گویند من چادری اگر در گرمای سوزان تابستان، بچه به بغل، با بار و بندیل و اثاث و همه موقعیت‌های سخت دیگر چادر به سر دارم هیچ ارزش معنوی ندارد؛ انتخاب دل است دیگر، دین که آن را انتخاب نکرده... و این افراد گمان هم نمی‌کنند که ممکن است یکی چادر را چون انتخاب دین است دلی دوست داشته باشد... 

 

🔹من سعی کردم در متنی کوتاه و با بضاعت خودم و مهمتر بضاعت رسانه امروز این متن را بنویسم: 

 مفسران و اهل لغت برای جلباب چند معنی ذکر کرده‌اند ولی جلباب در بسیاری از کتب لغت و تفسیر به پوششی سراسری اطلاق می‌شود که روی سر می‌افتد و تا روی پاها ادامه می‌یابد. برای مثال ابن عباس جلباب را اینطور معنا کرده «الردا الذی یستر من فوق إلی أسفل» یعنی: لباسی که ازبالای اندام زن تا پایین ترین قسمت می آید. علامه طباطبایی بعد از تعریف لغوی جلباب که آن را پوششی سراسری میداند یا روسری، بیان می‌کنند «پوشاندن همه بدن به شناخته شدن به اینکه اهل عفت و حجاب و صلاح و سدادند نزدیک‌تر است» و در جایی دیگر در پاسخ به پرسش کننده‌ای که درباره جلباب از ایشان سوال میکند می‎گویند: «جلابیب» جمع «جلباب» به معنای پارچه‏‌ای است نظیر چادر که تمام بدن زن را بپوشاند.» در تاریخ هم شواهدی بر این مدعا هست. مثلا سید حیدر شیرازی در مقاله خود با عنوان «پوشش زنان در شعر عرب پیش از اسلام» می‌گوید: «جلباب در شعر عرب به معنای پوشش سراسری بدن و بیش از پوشش سر و صورت است. در شعر خنسا از پوشش کامل شب به پوشش کامل جلباب تعبیر شده است.»

 در روایت و حدیث هم اسم جلباب آمده است. مثلا پیامبر درحدیثی پوشش مناسب زن در برابر نامحرم را چهار لباس ذکر می‌کنند. درع( پیراهن)، خمار، جلباب و إزار(شلوار)

 

در مورد پوشش حضرت زهرا در هنگام مهیا شدن برای خطبه فدکیه هم مطالبی وجود دارد. آیت‌الله مجتبی تهرانی در این‌باره می‌گویند:

« در روایات تاریخی در وصف چگونگی خروج ایشان از خانه این‌گونه نقل شده‌است: «لاثَت خمارها علی رأسِها». «لاث»، به‌معنای «پیچیدن» است. «لاث العَمّامه علی رأسه»؛ یعنی عمّامه را بر سر خود پیچید. «خمار» نیز پارچه‌ای بزرگ‌تر از روسری‌های فعلی بوده که تمام سر و گردن را می‌پوشانده است. در آیۀ شریفه هم داریم: ﴿ولیضربن بخمرهن علىٰ جیوبهن﴾. خُمُر، جمع «خمار» است. حضرت وقتی خبردار شدند که مردم از مهاجر و انصار در مسجد گرد آمده‌اند، بلند شده و خِمار را به سر مبارک‌شان پیچیدند؛ به‌نحوی‌که تمام سر و گردن ایشان پوشانده شده بود.

در ادامۀ روایت آمده است: «واشتملت بجلبابها»؛ حضرت جلباب خود را نیز بر سرشان انداختند. «جلباب»، یک پوشش سراسری بود که روی سایر لباس‌ها می‌پوشیدند. همین الآن در مناطق عرب‌نشین، از آن تعبیر به «عبا» می‌کنند. در عُرف ما چیزی شبیه به چادر که پوشش برتر است، بود. ظاهراً پوشش «جلباب» آن‌قدر بلند بود که وقتی حضرت می‌خواستند حرکت کنند، بخشی از آن زیر پای ایشان می‌رفت... »

 

 

🔹در ادامه سخنان بعضی بزرگان را در این باب آورده‌ام:

مرحوم آیت‌الله گلپایگانی: 

«سزاوار است که چادر در نماز ترک نشود، و همچنین در غیرنماز، چون در ایران و بعض بلاد اسلامی چادر جز شعائر است»

آیت‌الله اراکی:

 چادر بهترین نوع پوشش و حجاب است.

آیت الله بهجت:

چادر حجاب پسندیده است.

آیت الله تبریزی:

بهترین نوع پوشش واجب، همان چادر مشکی است که زنهای مؤمنه خود را با آن می پوشانند.

آیت الله صافی:

 چادر و پوشش اسلامی داشتن، جهاد است.

آیت الله سیستانی:

چادر حجاب بهتر است، و سزاوار نیست زنهای مؤمنه بدون چادر خارج شوند.

آیت الله فاضل لنکرانی:

 چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعائر اسلام می باشد.

آیت‌الله مکارم شیرازی:

بدون شک پوشیدن چادر همه‌جا، مخصوصاً در این اماکن(اماکن مذهبی)، اولی است.

آیت الله خامنه‌ای:

حجاب برتر همین چادر ایرانی خود ماست - حقیقتا حجاب برتر است؛ هیچ تردیدی در این نباید داشت.

 

لباس رسمی زن می‌تواند چادر باشد و - همان‌طور که عرض کردم - چادر بهترین نوع حجاب است.البته می‌توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‌جا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضیها از چادر فرار می‌کنند، به خاطر این‌که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار می‌کنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمی‌آورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار می‌دهد.

 

خاطره‌ای از مرضیه حدیدچی:

روزی در همین مسؤولیت با همان وضعیت پوشش مانتو و شلوار و مقنعه خدمت امام رسیدم. حضرت امام در این دیدار خیلی راحت به من گفتند: شما چرا چادر ندارید؟ بگویم احمد برایتان چادر بخرد؟! عرض کردم: حاج‌آقا چادر دارم ولی نمی‌شود با اسلحه و قطار فشنگ و با تجهیزات دیگر از کوه تپه بالا رفت که امام فرمودند: حالا که شما دارید توی شهر کار می کنید...»

 

شاید بتوان تاکید بعضی بزرگان به احترام به شعار الهی از جمله چادر که برگرفته از آیات قرآن به خصوص این آیه است «یاأیّها الّذین آمنوا لاتحلّوا شعائر اللّه» را بتوان در کلام فرانتس فانون جامعه شنای فرانسوی به دست آورد "هر چادری که دور انداخته می شود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می گشاید و پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امیدهای حمله‌ور شدن استعمار ده برابر می شود."

 

۲ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰

دختر یعنی کی؟

دختر چه کسی است؟ یعنی ما در فرهنگمان چه کسی را دختر می‌نامیم؟ دو دسته افراد در فرهنگ ما دخترند: اول آنهایی که هنوز ازدواج نکرده‌اند دوم دختر به عنوان نقش، به عنوان فرزند یک خانواده. اینکه ما در تقویممان یک روز به نام روز دختر داریم خیلی خوب است (البته کاش یک روز هم به نام پسر داشتیم) ولی چرا آنقدر تک‌بعدی؟ چرا روز دختر را فقط شامل گروه اول می‌دانیم؟اصلا چرا به این بعد توجه داریم؟ توجه به این بعد، وقتی «دختر» در سنین بالاست به یک تناقض زشت می‌رسد.فرهنگ ما از سویی ازدواج نکردن را برای کسی نمی‌پسندد، درحالی که فشار این نپسندیدن برای دختران خیلی بیشتر از پسران است از سویی دیگر یک روز را در تقویم برای دختران ازدواج نکرده نامگذاری کرده است. چطور با وجود این تناقض، به زن پنجاه ساله‌ای که هنوز ازدواج نکرده میتوان این روز را تبریک گفت؟! اصلا می‌شود تبریک گفت؟ اگر دلیل دخترنامیدن کسی نگاه اول باشد باید تبریک بگوییم ولی آیا درست است؟ آیا تناقض ندارد؟ اصلا این تبریک خود یک فشار بیشتر است البته غیر از افرادی که توانسته‌اند خودشان را از زیر این فشار نجات دهند.

 

به جایش بیاییم از منظر دوم به این روز نگاه کنیم. بیاییم به دختران، از این باب که نقش دختری دارند تبریک بگوییم. این منظر که هم شامل افراد گروه اول میشود و هم دوم، فقط نکات منفی نگاه اول را ندارد. 

 

 

میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر بر همه فرزندان دختر این سرزمین مبارک :)

موافقین ۵ مخالفین ۰

«سمیرا زرگری»؛ خوانده یا خواهان؟!

سمیرا زرگری سرمربی تیم اسکی به خاطر ممنوع الخروج شدن توسط همسرش، از همراهی تیم ملی در ایتالیا جاماند. خبر واقعا شوکه‌آور است. نمونه مشابهش نیلوفر اردلان را هنوز که هنوز است نتوانستیم هضم کنیم که این اتفاق دوباره رخ داد. واقعا چندبار دیگر باید چنین اتفاق تلخی رخ دهد که قانون برخورد جدی کند؟ من موافق دخالت بی‌حدومرز قانون در مسائل خانوادگی نیستم ولی اینجا از آن جاهایی ست که نیاز بود قانون مقتدرانه ورود کند. چرا با فهم نادرست و ناقصمان از دین برای همه یک نسخه می‌پیچیم؟

 

اسلام ریاست خانواده را به مرد داده‌است نه از باب اینکه به مرد امتیاز یا حقی داده باشد، بلکه از این باب که مسئولیت سنگینی را بر دوش او بگذارد. مسئولیت داشتن، چندتا وظیفه هم بر دوش فرد می‌گذارد، اول: باید یاد بگیرد که چطور رفتار کند و چطور در آن جایگاه به وظایفش عمل کند. اصلا وظایفش چیست؟ یعنی مسئولیت با کارآمدی همراه است. صرف مذکر بودن که معنایش مسئول کارآمد بودن نیست. دوم: مصلحت افراد و خانواده را در نظر بگیرد، نه اینکه قلدرمآبانه زور بگوید. سوم از جایگاهش سوءاستفاده نکند، دقیقا در این مورد آخر قانون باید ورود کند. چون همه آدم‌ها صلاحیت، عقل و تقوای لازم را برای تصدی جایگاهشان ندارند. البته قرار بود مجلس قانونی را برای این موارد خاص تصویب کند که با اعتراض گروهی از فعالان زن، منتفی شد.

 

نکته خیلی مهم دیگر این است که در این قضیه به خصوص منافع ملی هم مطرح بوده است. قرار بوده فردی با پرچم جمهوری اسلامی ایران در آنورآب‌ها برای کشورش سرمربی‌گری کند و افتخار بیافریند. منافع ملی مگر کم چیزی است!؟ چطور می‌شود شوهر سرش را پایین بیندازد و لبخندکنان برود اداره گذرنامه و او را ممنوع الخروج کند و به حیثیت یک ملت و حکومت لطمه بزند و هیچ کس هم نپرسد چرا؟ اصلا همسر تو کیست؟ اصلا چرا در این موارد که بوی سوء‌استفاده از جایگاه می‌آید، نباید دادگاه صالحه‌ای تشکیل شود؟ اصلا کسی به تزاحم منافع ملی و منافع خانواده فکر کرده‌است؟

 

نکته دیگر اینکه فشار روانی که بر این فرد وارد شده است را کسی در نظر گرفته‌است؟ لا ضرر و لاضرار فی الاسلام از قواعد مهم و اساسی اسلام است چطور میشود ضرر روحی روانی این فرد را ندید. فردی که سالها برای این موقعیت زحمت کشیده عرق ریخته همه اش پیش چشم همسرش! و حالا در این موقعیت حساس همسرش او را محروم کرده چطور میشود این را نادیده گرفت؟

 

فیلم مبتذل عرق سرد اگر مبتذل نبود، اگر بلد بود چطور هنرنمایی کند، اگر صرف یک عقده‌گشایی سیاسی و ایدئولوژیک علیه مذهب نبود، باید همان زمان اتفاقاتی را رقم می‌زد که الان شاهد تلخی‌های مشابه نباشیم. حیف که نه هنر داشت، نه اخلاق و نه دلسوزی.

۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

زن سوم؟ اول یا دوم؟

 

 برداشت اول:

مقاله‌ها را می‌خوانم. تقریبا همه‌شان در تحلیل رفتار بارداری و فرزندآوری سراغ زنان رفته‌اند‌. شاید بین آن همه مقاله فقط یکی نگرش مردان را، آن هم ناقص بررسی کرده بود ولی تا دلتان بخواهد از تحصیلات زنان، اشتغال زنان، فردگرایی زنان و ...صحبت شده بود و من مابین آن مقاله ها به این فکر میکردم که آیا مقوله جمعیت و فرزندآوری فقط به زنان مربوط است؟!

 

برداشت دوم:

جزوه را باز میکنم« دیدگاه انقلاب در مورد زن این است: هم مشارکت اجتماعی مهم است و هم خانواده مهم است...»

خیلی ها دوست دارند بگویند این نشدنی است این فقط وقتی به زبان می آید شیرین است ولی عملی نیست.

 

برداشت سوم

در تحلیل مشکلات و اشتباهات مربوط به «خانواده» زنان مقصر ردیف اصلی و حتی گاهی تنها مقصر شناخته میشوند؛ اگر رشد جمعیت پایین است، اگر در باروری به زیر سطح جانشینی رسیده ایم، اگر طلاق افزایش یافته، اگر ازدواج کاهش یافته انگشت اشاره به سمت زنان است.و این نگاه نشئت گرفته از این تفکر رایج است که خانواده تنها با زن فهم می‌شود. مرد جامعه دیروز در خانه حکمرانی می‌کرده است و در جامعه امروز فقط وظیفه تامین معاش دارد( که بعضی ها این را هم قبول ندارند!) وظیفه دیگری بر مرد مترتب نیست. اصلا جامعه با جوش و خروش این مردان(و گاهی زنان!) پیشرفت می‌کند وقتی اولویت ذهنی مرد همیشه جامعه باشد و تنها وظیفه اش در خانواده را تامین معاش بپندارد میشود همین اوضاعی که شاهدش هستیم. یعنی یا زن به مادری و همسری بپردازد و حضور اجتماعی نداشته باشد یا هم مادر و همسر و خانه‌دار باشد و هم فعالیت اجتماعی داشته باشد ولی زمانی که کم آورد، خسته شد، مریض شد باید یکی را فدای دیگری کند؛ همین. توقع کمک از سمت مرد بیجاست چون اولویت مرد همیشه جامعه است نه چیز دیگر...کاش یکبار در این نشست‌ها و همایش‌ها و مناظره ها با موضوع «تحلیل الگوی سوم زن» از نقش مهم و حیاتی مردان هم صحبت به میان می‌آمد..‌.

 

برداشت چهارم:

کلام امام موسی صدر در این مورد خواندنی است:

در این عصر قبول ندارم که گفته شود: «پشت هر مرد موفق یک زن ایستاده است.» زیرا این فرد موفق، هم می‌تواند مرد باشد و هم می‌تواند زن باشد. زن اگر بخواهد می‌تواند بزرگ باشد، همانگونه که مرد نیز اگر بخواهد می‌تواند بزرگ باشد.

 

 

موافقین ۸ مخالفین ۰

چند مورد از خشونت های رایج علیه زنان...

 


 

سمت راست تصویر را بخوانید بعد هم سمت چپ بالا را. جاهای دیگرش خیلی مهم نیست یا حداقل برای صحبت الان من اهمیت ندارد. «بیش از۶۰ درصد زنان ایرانی خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند». شاید متعجب شوید که بگویم اولین واکنش من به این خبر یک خنده پت و پهن روی صورتم بود چون مطمئن بودم تحلیل کاملا علمی و موشکافانه و دقیق و عاقلانه پشت این موضوع است! بعد از این واکنش اولیه رفتم بیشتر جستجو کردم. توضیحات بیشتر اینکه:  این خبر مربوط به سال ۹۷ است و مربوط میشود به  گزارش روزنامه ایران. رضا جعفری، رئیس مرکز فوریت های اجتماعی سازمان بهزیستی کشور آنجا ضمن بیان « آمار ۲۰ درصدی همسر آزاری» میگوید  «پژوهش های انجام شده در ۲۸ استان کشور نشان می دهد حدود ۶۰ درصد از زنان ایرانی حداقل یک بار در زندگی زناشویی خشونت را تجربه کرده اند» طبق تعریف خشونت در سمت راست تصویر یعنی اگر مردی به همسرش بگوید  «چقدر غذات شور شده!» یا «چرا امروز صورتت انقدر بی‌روحه» یا شوخی بی‌مورد کند یا اینکه از روی عصبانیت به همسرش نگاه کند یا همه اخبار شبانه‌روز را ببیند و حوصله همسرش را سرببرد یا به اندازه کافی در خانه به همسرش کمک نکند، مهمتر اینکه تاریخ عقد و تولدش را فراموش کند برایش هدیه نخرد! و... همه اینها شامل خشونت می‌شود و حالا اینجا دو سوال مهم برایم پیش آمده؛اول اینکه آیا مردان با خشونت‌هایی از این دست در خانواده مواجه نمی‌شوند؟ و  سوال مهمی بعدی اینکه آن زنانی که این مسائل را هم در زندگی‌شان نداشته اند دقیقا چه شکلی اند؟ از آنها مهمتر همسرانشان است؛ آیا آدمند؟ روحند یا جن؟ یا فرشته؟ :)

۲ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰

دختر است!

من زادگاهم را ندیده ام 

جایی که مادرم 

بار سنگین بطنش را

 در زیر سقفی فرو نهاد

 هنوز زنده است

 نخستین تیک‌تاک‌های قلب کوچکم 

در سوراخ بخاری

 و درز آجرهای کهنه

 و پیداست جای نگاهی شرمسار 

بر در و دیوار اتاق 

نگاه مادرم

 به پدرم 

و پدر بزرگم

 صدای خفه ای گفت 

دختر است!

 قابله لرزید

 در تردید سکه ناف‌بران

 و مرگ حتمی شیرینی ختنه سوران

 در اولین زیارت از زادگاهم

 نگاه شرمسار مادرم را 

از دیوارها می زدایم

 و آنجا که نبضم آشکارا کوفتن آغازید

 اقرار می آغازم که

 در دستهای روشنم

 شهوت گره شدن و کوبیدن نیست

 عربده نمی‌کشم

 افتخار کشتن انسان‌ها را ندارم

 که بر سر سفره برتری آدم‌های نر پروار نشده‌ام

 

پی‌نوشت: شعری از طاهره صفارزاده به مناسبت سالروز درگذشتش

موافقین ۶ مخالفین ۰

زنانی با عکس پروفایل پیاز!

«تا زمانی که عکس پروفایل زنان عکس گل و پیاز و درخت و بچه و ..‌. است زنان پیشرفت نخواهند کرد» این را یکی از همکلاسی‌ها در گروه گفته بود. چند وقت قبل هم پست‌هایی تقریبا با همین مضامین خوانده‌بودم.
پروفایل یکجور شناسه است. اولین مواجهه آدم‌ها در فضای مجازی با «پروفایل» است. بنابراین پروفایل یک شناخت کم و حداقلی از افراد می‌دهد و بعضی اوقات همین تصویر پروفایل جرقه شروع یک رابطه را می‌زند و گاهی هم رغبت فرد را برای شروع رابطه می‌گیرد. به همین خاطر پروفایل دارای اهمیت است.
اینکه آدمها دوست دارند خودشان را چطور نمایش بدهند امری کاملا شخصی است و در حیطه دوست داشتنها؛ البته تا جایی که اخلاق را زیر پا نگذارد. لذا بعضی‌ها در پروفایلشان عکس طبیعت می‌گذارند، بعضی‌ها اعتقاداتشان را نشان می‌دهند، بعضی‌ها جنسیت‌شان را و بعضی‌ها هم افرادی که دوستشان دارند را نشان میدهند.
بعضی زنها دوست دارند در پروفایل عکس فرزند و همسرشان را بگذارند جای سرزنش دارد؟! به نظرم ندارد چون این افراد حالشان اینطوری خوب است. بعضی ها هم به دلایلی عکس خودشان را نمی‌گذارند مثلا من این کار را نمی‌کنم چون دوست ندارم عکسم در موبایل یک مرد غریبه باز شود. البته پروفایل اینستاگرام از این نظر با تلگرام و امثال اینها فرق دارد.
 
ولی آنچه در این موضوع اهمیت دارد نفس عمل نیست، بلکه چرایی‌اش است. چرا زنان حالشان با تکرار مداوم این نمایش ها خوب میشود؟ چرا زنان دوست دارند اسم پروفایلشان « پسرم، همه‌کسم» «من و عشقم شما همه» «همسرم مثل کوه پشتمه» و این چیزها باشد؟ چرا عکس پروفایلشان عکس‌های مختلف از فرزندشان یا همسرشان است؟ 
چون همسری و مادری برای زنان نقشی‌ست که در جامعه بیش از پیش به آن اهمیت داده شده‌است؟ چون با این کار مورد تشویق قرار گرفته‌اند؟ یا چون هویت مستقل زنانه مخصوصا  بعد از ازدواج را نیاموخته‌اند؟ یا شاید بخشی  از این عمل به تمایل زنان به نمایش گذاشتن آنچه که دارند برمی‌گردد؟
به نظرم تحلیل این موضوع اهمیت دارد نه طعن و تحقیر زنانی که این کار را انجام می‌دهند. 
۳ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

چرا کاراکتر زن فیلم شبی که ماه کامل شد نخ‌نماست؟

 
من هنوز مادر نشده ام ولی مادر ایده‌آل در ذهنم آن چیزی نیست که نرگس آبیار در فیلمش نشان داده‌است. اینکه مادری جانش در خطر باشد و بداند میخواهند او را بکشند. چند نفری هم آمده‌اند تا نجاتش دهند ولی او به خاطر بچه‌هایش قبول نمی‌کند‌ می ماند و بعد هم کشته میشود... این شخصیت مادر الگو و نمونه نیست. تا دنیا دنیا بوده مادر همین بوده‌است. عشق مادر به فرزند آنقدر زیاد است که هر مادری می‌خواهد خودش را فدای فرزندش کند. ولی این اول ماجراست؛ این الفبای مادری‌ست. مادری جاهای سختتری دارد. آنجا که بتواند این بند ناف فرزند را نه تنها در بیمارستان که سالها بعد با تمام وجود از خود جدا کند؛ آن زمانی که عشق فرزند هروز بیشتر می‌شود. از کودکی برایمان اینطور جا افتاده که مادر یعنی ایثار، مادر یعنی کسی که  خودش را در فرزند ذوب می‌کند، وابسته می‌شود، هویتش با او معنا میشود.
ولی این تعریف  مادر ایده‌آل نیست. مادر الگو کسی است که ایثار میکند؛ نه جانش را بلکه عشقش را، فرزندش را.‌‌..
می‌دانید تعریف کلیشه ای از مادر کجا حال آدم را بد میکند؟! آنجا که مادری فرزندش را برای دین، عقیده، وطن و... فدا می‌کند بعد همین مردمان و مادران کلیشه‌ای گمان میبرند که او حتما از دل و جان مادر نبوده، او احساس نداشته، او مانند من فرزندش را دوست نداشته، او را تافته جدابافته می‌بیند. آن وقت است که روح بزرگ این مادران دیده نمی‌شود،اگر هم دیده شود به عنوان یک «زن» دیده‌می‌شود نه «مادر»..
 این مادران به تمام معنا مادرند، مادر را با آنها باید تعریف کرد؛ کسی که  عشق بی پایان به فرزندش دارد ولی آنقدر روحش بزرگ شده‌است که میتواند عشقش را فدا کند... و کیست که نداند فدا کردن عشق جانکاه‌تر از فدا کردن جان است؟!
پی‌نوشت: این مطلب تکمله مطلب قبل است؛ به دنبال پرسش بعضی از دوستان از شخصیت زن فیلم وقتی که ماه کامل شد.
۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰