من رای میدهم؛ نه به خاطر اینکه حق دارم رای بدهم، به این خاطر که وظیفه دارم رای بدهم.من رای می‌دهم برای اینکه در برابر قطره قطره خون آنهایی که رفتند تا کشورم بماند مسئولم...

رای میدهم...
به خاطر خون سردار قاسم سلیمانی 
به خاطر خون شهید فخری‌زاده
به خاطر خون شهید حجازی 
رای میدهم به خاطر شهدای میدان ژاله نزدیک خانه‌مان.
به خاطر خون همه شهدایی که گمنام رفتند و مادرهایی که تا ابد چشم انتظار ماندند.

رای میدهم به خاطر پدر شهید دوستم،
به خاطر همه سالهای بی پدری بعد از ده سالگی اش...
به خاطر خون پاک پدر شوهر خاله‌ام که از وقتی خیلی کوچک بود شد مرد خانه شان...
به خاطر خون دایی شهید همسرم...
به خاطر خون پسر خاله پدرم که همبازی کودکی شان بود...


من رای میدهم برای همه خون‌هایی که ریخته شد تا ایران بماند...