جهان یک زن

من هدهدم، صفیر سلیمانم آرزوست

۶ مطلب با موضوع «زن ها علیه زن ها» ثبت شده است

باز هم زن‌ها علیه خودشان...

 

بعضی از زنان؛ بهتر بگویم اکثر زنان دوست دارند به غیر همجنس‌شان اعتماد کنند! دوست دارند در امور تخصصی با یک مرد همراه باشند تا یک زن..‌. به نظرشان مردان بهتر می‌فهمند و بهتر عمل می‌کنند به همین خاطر فکر می‌کنند در کنار مردان نتیجه خوشایندتری خواهندگرفت. اکثر زنان، کارگردان مرد، دندانپزشک مرد، پزشک مرد، استاد مرد و ...‌ را به کارگردان زن، دندانپزشک زن، پزشک زن، استاد زن و... ترجیح میدهند...این برتری نانوشته مدام بازتولید می‌شود؛ انگار زنان هویتشان را با درکنار مردان بودن به‌دست می‌آورند. به همین خاطر ما شاهد این می‌شویم که بسیج دانشگاه تک‌جنسیتی باید فعالیت‌هایش را با بسیج غیرهم‌جنس دانشگاه دیگر چک کند! باید از آنها مدد و همفکری بگیرد... به جایی می‌رسیم که در تشکل‌های دانشجویی برای اینکه ترم اولی‌ها را مصمم‌تر کنیم بی‌دلیل آنها را بنشانیم پای جلسات با آقایان! تا اینطوری فعالیتشان جدی‌تر شود... به جایی که در هم‌اندیشی خواهران دانشگاه‌های تهران همه مدعوین غیرخواهر می‌شوند!

 

واقعا این بی‌هویتی، بی اعتمادبه‌نفسی و بی‌فکری قرار است تا کجا ادامه پیداکند؟!

 

۵ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۳

زن‌ها علیه زن‌ها

مدیریت بدن و حفظ تناسب اندام در پژوهش هایی که انجام شده جزو عوامل کاهش بارداری محسوب می‌شود! لاغری جزو مولفه‌های اصلی زیبایی و حتی موفقیت است! فرهنگی که زنان آن را بازتولید می‌کنند و مردان هم با آغوش باز طرفدارش هستند. مهم نیست مادر هستی، بچه شیر میدهی،بیماری یا هرچیز دیگری؛ مهم این است که باید لاغر باشی. احتمالا همه‌تان شنیده‌اید که چاقی و سفیدی جزو مولفه های زن زیبا در اعصار گذشته بوده و احتمالا خیلی‌هایتان متعجب شده‌اید، طبیعی است چون با ذهن مدرن خودتان آن را بررسی کرده‌‌اید. البته هر دو فرهنگ نادرست است چه فرهنگی که بگوید زن لاغر زیباست، و چه آنی که بگوید زن چاق زیباست. تعیین مصداق برای زن زیبا از ظلم‌های تاریخی علیه زنان است.

مادری که باید به فکر حال خوش خودش و فرزندش باشد به فکر لاغری است و حتی اگر نتواند لاغر شود حتما حالش از هیکل ناموزون خودش بد است...

چه خشونتی از این بالاتر؟!

۳ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰

بله‌قربان‌گو...

مشاوران زن مذهبی اکثرشان آدم‌های خوبی هستند؛ ولی لزوما مشاور خوبی نیستند!
از ویژگی‌های این مشاوران این است که زیاد به تجربه شخصی تکیه می‌کنند، دومین  مشخصه‌شان این است که مشهورات دینی را جای علم روان‌شناسی به کار می‌برند 
ولی مهمترین و بدترین ویژگی‌شان این است که همه‌شان چندتا حرف تکراری می‌زنند؛ «چشم گفتن» و «گذشت کردن». نسخه همگانی برای همه‌کس، همه‌وقت و همه‌جا...
درواقع این مشاوران از زنان می‌خواهند همیشه بالغانه رفتار کنند حتی در برابر رفتارهای کودکانه یا والدگرانه همسرانشان... واقعا کدام موجود زنده یا حتی غیرزنده‌ای را می‌توان یافت که دربرابر این‌همه گذشت و چشم گفتن حالش خوب نشود؟!
پی‌نوشت: این مطلب خیلی وقت است در ذهنم شکل گرفته، برمیگردد به دوره ای که چند سال قبل در یکی از موسسات فرهنگی اسم‌ورسم‌داری برگزار شد. تقریبا همه مشاوران مذهبی آن دوره به زنان جوانی که روبه رویشان نشسته بودند تا درس زندگی بگیرند همین‌ها را می‌گفتند. همین هایی که سالهای بعد هم مابین گفتگوها با افراد دیگر بیشتر در ذهنم پررنگ شد.
۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

حالت خوبه؟!

                   

 

احوالپرسی‌های زیادی و حال‌بد کن و اعصاب خردکن...
 «شوهر نکردی»، «انشالله بختت باز شه( بعضی‌ها طوری این جمله را ادا می‌کنند که انگار مخاطب مورد نظر بیماری لاعلاج دارد!)، « بچه نداری؟ داره دیر میشه ها»، « بچت چرا جون نداره بهش برس»، « عروس‌دار نشدی؟ داماد‌دار نشدی»... 
همه را هم مثلا با حالت دلسوزی و مهربانی و نگرانی بیان می‌کنند و فکر و خیال و ناراحتی و استرس را میگذارند برای آدمی که روبه رویشان ایستاده...
 

۴ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰

کاش پسر بودم...

 

 
 

 

​​​​

این فیلم بخشی از سریال پرستاران ساخته علیرضا افخمی ست. زن وارد خانه میشود و با عصبانیت غیرمنطقی با دخترش صحبت میکند. درواقع فیلم قصد دارد عصبانیت غیرمنطقی زن را گردن شاغل بودن زن بیندازد. از طرفی مسئله ای را مطرح میکند که گرچه امروز کمرنگ تر شده است ولی هنوز هم برای خیلی‌ها بسیار مهم و حیاتی است. «کدبانو بودن دختر»؛ در ادامه فیلم، مادر در گفت‌وگویی که با پدر دارد اذعان دارد که این رفتارش به دلیل دم بخت بودن دختر و حرف مردم است و اینکه اگر پسرش در خانه خودش کار نکند و بلد هم نباشد بازخواست نمیشود ولی در مورد دختر قضیه فرق میکند.

واقعیت این است که خیلی از آداب و رسوم ما بر اساس جنسیت صرف است درحالی که اسلام نگاه جنسیتی ندارد بلکه موقعیت و جایگاه افراد را مدنظر قرار میدهد. برای مثال در قضیه پربحث ارث، پدر و مادر بدون توجه به جنسیتشان ارث یکسان از فرزند می‌برند.

قطعا تربیت دختر و پسر با توجه به موقعیتی که در آینده خواهند داشت و نقشی که عهده‌دار می‌شوند متفاوت است؛ ولی اولا باید اولویت بندی کرد. مثلاً دختر نقش مادری، همسری، خانه‌داری و .... را خواهد داشت وقطعا مادری و همسری اولویت دارند بر بقیه نقش ها. (اسلام اصلا خانه‌داری را وظیفه فقهی زن نمی‌داند بلکه آنرا جزو وظایف اخلاقی زن به حساب می‌آورد.) آیا واقعا آنقدری که به کدبانو بودن دختر و حرف مردم اهمیت می‌دهیم به مادری و همسری او هم توجه داریم؟ قطعا زنی که مادرو همسر خوبی باشد خانه‌دار خوبی هم خواهد شد...
دوم: چرا با باید های غلط همراهی می‌کنیم؟ چرا ارزش یک زن را در خانه‌داری‌اش خلاصه می‌کنیم؟ چرا این حق را به مردم می‌دهیم که دخترمان را مورد انتقاد قرار دهند به این خاطر که دستپخت خوبی ندارد یا حواسش به آشپزخانه اش نبوده یا ...؟ چرا این انتقاد را حق می‌پنداریم؟ واقعا ارزش یک زن به ساختن یک غذای خوشمزه است یا پرورش یک انسان موفق؟!
سوم: به نظر می‌رسد سخت‌گیری بیجا درباره دختران و از آن‌سو رفتار آسانگیرانه با پسر موجب دلخوری و عصبانیت پنهان دختران شده است که فقط این جمله آشنا که « کاش پسر بودم» یک نمونه اظهار آن بوده است. واقعا پسر و دختری که موقعیت یکسانی دارند چرا نباید مسئولیت یکسانی داشته باشند؟ مسئولیت مشابه نه مسئولیت مساوی. واقعا دلیل آزادی های بی‌حسابی که به پسران داده میشود چیست؟

​​

 

 

۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰

من خیلی تمیزم...

                                                                                                          

                                                                                               

توجه زیاد به لکه ها، توجه به گرد و خاک و اینکه کجا نشسته اند، توجه وسواس گونه به تمیزی و ایجاد اضطراب برای خود و اطرافیان، طعنه زدنهایی که از درونش" من خیلی تمیزم" و " تو چقدر شلخته‌ای" بیرون می آید، تلخ کردن روزهای زیبای منتهی به سال نو همه و همه از زنان بر می آید و نیشش را بر زنان فرو می‌کند..

* عمه خانم مایع ظرفشویی دورتو که خاطرتان هست...

 

موافقین ۵ مخالفین ۰