- ۱ نظر
- ۲۰ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۲۶
پی نوشت: موج metoo# سه سال پیش در جهان اتفاق افتادهاست؛ آنقدر هم جنجالی و پر هیاهو بودهاست که بعد از مدتی از نفس افتاده. جهان امروز هم جهان چاپارخانه و کبوتر نامهبر و اینها نیست. کوچکترین اتفاقی در یک جای دنیا صدایش در آنور دنیا میپیچد. چطور میشود جریان #me_too در زمان همهگیریش در سال ۲۰۱۷ آنقدر پرسر و صدا و همهگیر نمیشود که این روزها شده است؟ آن هم درست بعد از تجاوز سی نفره مردان اسرائیلی به یک دختر نوجوان؟!!!
امروز از یکی از دوستانم پرسیدم چرا مثل قبل نمینویسد. وبلاگش را یادم بود و نوشته های خیلی خوبش را به یادش آوردم. گفت: «وقت ندارم». بارها این جمله را از دوستانم شنیدهام به همین خاطر نپرسیده میدانم زمانشان را کجا صرف میکنند؛ «خانه». تمام وقتشان به خانه و خانهداری میگذرد، نه حتی به بچهداری و همسرداری؛ به خانهداری. نه اینکه خانهداری بد باشد؛ خانه داری نه تنها یک کار ارزشمند است بلکه خیلی هم لذتبخش است. این که هر روز خلق میکنی، اینکه می توانی با چیزهای بدمزه یک چیز خوشمزه درست کنی، این که میتوانی گردها را بتکانی، می توانی لباسهای رنگارنگ را تا کنی و سر جایشان بنشانی، میتوانی چیزهای کثیف را تمیز کنی و از تمیز شدن آنها لذت ببری، این که میتوانی این خانه را نو کنی، به خانه روح ببخشی...
ولی چرا خیلی از ما از خانهداری شکایت داریم و از آن بدمان میآید؟ برای اینکه در آن غرق شده ایم... و خدا میداند چه استعدادهایی،چه حال خوبی، چه بزرگشدنهایی دارد تلف میشود.
کسی لذت دریا را میفهمد که روی ساحلش قدم بگذارد و گاهی پاهایش را به آب بسپارد؛ کسی که دارد در دریا غرق میشود و مدام دست و پا میزند که نجات پیدا کند فقط بیشتر در آب فرو میرود...
اگر معنای لغوی حجاب را کنار بگذاریم، در عرف حجاب امری است که در ارتباط با نامحرم فهمیده میشود. لذا هم شامل مردان میشود و هم زنان، ولی به دلیل ویژگی های خاص زنان این مقوله در زنان مهمتر و پررنگتر است.
عفاف دایرهاش وسیعتر است ولی آنچه اهمیت دارد این است که عفاف و حجاب ملازم همدیگرند، گرچه دو مقولهی جداگانه هستند و هرکدام تعریف خاص خود را دارند. لذا آدم هایی هستند که حجاب دارند ولی عفاف ندارند و از آن طرف آدم هایی که عفاف دارند ولی حجاب ندارند. که به طور قطع گروه اول خیلی خیلی بدتر از گروه دوم هستند. ما اگر معنی «حجاب کامل» را که همان تلازم حجاب و عفاف است درست نفهمیم ممکن است به بیراهه برویم.
قرآن کریم در دو سوره احزاب و نور هم حجاب را مطرح میکند و هم عفاف را:
«یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ»
«یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ»
«یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ»
«وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ»
«وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ»
«فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»
طبق آیات قرآن اولا زنان و مردان باید چشم هایشان را حفظ کنند و پاکدامنی پیشه کنند. دوما زنان به طور خاص مورد خطاب قرار گرفتهاند که باید نوعی از پوشش داشته باشند که زینتهایشان آشکار نباشد و جلب توجه نکنند و غیر از آن حواسشان به راه رفتنشان و حرف زدنشان باشد.
ولی تعریف ما از حجاب بعضی اوقات همخوانی با قرآن ندارد. گاهی دچار افراط میشویم و گاهی تفریط.
مادامی که فقط به بعد ایجابی حجاب توجه کنیم بدون توجه به بعد سلبی( زینت نداشتن و جلب توجه نکردن) و عفاف به بیراهه تفریط رفتهایم.
و تا زمانی که تعریفمان از حجاب کامل چادر باشد به بیراهه افراط رفتهایم. البته که قطعا حجاب برتر، چادر است ولی این فقط یک انتخاب است حتی اگر بگوییم مستحب موکد است باز هم مستحب است و جزو واجبات محسوب نمیشود. ولی انحصار حجاب در یک مورد مشکلاتی به همراه دارد که چندتایش را ذکر میکنم.
🔻اینکه اعتقاد داشته باشیم حجاب کامل فقط چادر است به این معناست که غیرچادریها یک نقصی در حجابشان دارند و این عقیده در ارتباط ما با غیرچادریها تاثیرگذار است.
🔻ممکن است فرزندمان چادر را انتخاب نکند یا دوست نداشته باشد چادر سر کند آنوقت هضم کردن این قضیه برای ما خیلی خیلی مشکل میشود و همیشه احساس میکنیم که دینداری ما و فرزندمان یک مشکلی دارد و احساس گناه میکنیم.
🔻سختگیری در این مورد ممکن است افراد را به طور کلی از دین زدهکند مخصوصا اگر سنشان کم باشد و این قضیه برایشان حل نشده باشد. آن وقت است که ممکن است در بزرگسالی نه تنها چادر بلکه حجاب را کنار بگذارند.
خلاصه اسلام میخواهد زن و مرد مسلمان محجوب عفیف باشند؛ نه محجوب تنها کفایت میکند و نه عفیف تنها...
پینوشت: از آنجایی که من در «بیخبری» به سر میبرم همیشه اوایل شب متوجه میشوم که چه روزی را سپری کردهام! به همین خاطر این یادداشت به مناسبت دیروز نوشته شدهاست!